سخن به دل مانده ، اما مرا توان تکلم نیست ! تو ، ای قلم ، ای یار دیر آشنا ، دستم بگیر و بسوز ، به سوز دلم بسوز ، تا دلم به تحریر تو آید ... ! لیک ، فریاد بزن ، سکوت پر کلام مرا فریاد کن ، سوی نگاهم به توست ، پس خلق کن ، روشنی چشمم را ، خاموشی قلبم را ، و روشن ترین خاموش مرا ... !