|
بودیم و کسی پاس نمی داشت که هستیم ...
|
سرباز
فراز اگر بود با راه ، دوست هم بود ؛
سختی اگر بود ، دوست هم بود ؛
نشیب و سهیل راه نخواهم بی دوست
که هرچه هست و هرچه نیست با اوست !
برگی ز دفتر زندگی ورق خورد و دگر شد ،
آغازی دگر شد ،
تا پخته شود خامی . . .
آمده ام تا تورا راهی کنم ،
تا مــرد شوی ،
که این فراز نیز به نشیب آید ،
به اراده ی تو . . .
زین پس دلتنگم و تورا چشم در راه
که باز آیی ،
با کوله باری از تجربه ، دنیایی از خاطره ؛
تا سختی راه سهل شود در کنار تو !
در کنار دوست . . .
( شاهین )